قلم من

انشایی درباره دریا بنویسید

۲ خرداد ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده

انشا متن درباره دریا به صورت کامل pdf اندروید ios برای استفاده در انشا های مدرسه از سایت دریافت کنید. دریای شاید جالبی است که می‌توان درباره آن مطالب زیادی نوشت امروز می خواهیم با انشا دریا خدمت شما باشیم با ادامه مطلب همراه ما باشید.

 

انشا اول با موضوع دریا

کنار دریا نشسته بودم ، در سکوت و تنهایی. صدای امواج ، طنین خوش هستی بود و من درکنار این وسعت بی کران غرق اسرار الهی، لحظه ای باخودم اندیشیدم : چرا دریا آبی رنگ است؟

چراخدای خوب و مهربان آب را به رنگ آبی در آورده ، با این همه لطافت و زیبایی؟ دلم آرام تر از همیشه به من گفت: آیا تو میتوانی بگویی که چرا قلب انسانها همیشه سرخ است؟

جواب دادم: نه معلوم است که نمی توانم بگویم. دلم آرام نجوا کرد: در هر رنگی حکمتی است. آن گونه که رنگ برگ سبز است، چون نشانه ای از سرسبزی و خرمی است. رنگ تنه درخت قهوه ای است؛ چون رنگ قهوه ای نشانه ی استوار بودن و بلند قامتی و ایستادگی است و…

از همان زمان بود که من سعی کردم، رازهای آفرینش را بیشتر درک کنم و این مطلب را همواره به خاطر داشته باشم که خداوند بخشنده و مهربان در هر کار یا رنگ هرچیز حکمتی قرار داده و می خواهد از طریق این حکمت ها راه زندگی کردن را به ما انسان بیاموزد، راه خوب اندیشیدن در طبیعت را و جاودانه شدن را…

 

 

انشا دوم درباره دریا

خداوند نعمت های زیادی به ما داده است که یکی از زیباترین و فوق العده ترین آنها دریا است.

من دریا را خیلی دوست دارم زیرا با آن خاطره های زیادی دارم.

یکی از زیباترین خاطره هایی که از دریا دارم مسافرت مان به شمال است. در آن مسافرت من و دوستانم به شهر رشت سفر کردیم که در آنجا به کنار دریا رفتیم و باهم بازی های زیادی کردیم.

دریا واقعا شور وهیجان زیاد و وصف نشدنی دارد که نمیتوانم بیان کنم. از نظر شما چطور؟

آری درست است دریا خیلی زیبا است البته باید شاکر خداوند مهربان باشیم که همچین نعمت خوبی را به ما عطا کرده است تا بتوانیم از آنها نهایت استفاده را ببریم.

راستی این را هم باید گفت که گاهی وقت ها دریا خیلی خطر ناک و زشت میشود؛

گاهی اوقات خبر های زیادی از غرق شدن انسا،قایق،کشتی و… به گوش مان میرسد که دریا را برایمان خطرناک میکند.

این را هم باید گفت که ما خودمان باید ملاحظه کنیم و خود را دچار خطر نکنیم. ما اید قدر این همه نعمت را که خداوند به ما داده است را بدانیم و شاکر خداوند باشیم.

 

انشا درباره دریا

دریا بی پایان بود . موج ها ارامی نداشتند . دریا معنای شوری اب بود با ماهیهای کوچک و هزاران صدف رنگارنگ .

دریا یعنی صدای هیاهوی موج های کف کرده  ، باران قطره ها ، و فریادهایی سرشار از هیجان که در این بازار هیاهو در فضای نامتناهی به انتها نمی رسید .

دریا یعنی ساحل شنی با خرچنگ های رنگارنگ که بی خبر از شن ها سر بیرون می اوردند . دریا یعنی ساعت ها در جستجوی صدف ها گشتن ! یعنی به افق خیره شدن در ارزوی دیدن پایان !! دریا یعنی ساعت ها شنیدن داستان دلفین های مهربان و روزها و روزها اسیر داستان های تخیلی ذهن بودن ! دریا یعنی لنج هایی که کشتی می نامیدیمشان !! دریا یعنی کشتی به گل نشسته ای که هر بار با دیدنش از هیجان جیغ می کشیدیم و از شور دیدنش می لرزیدیم .

دریا یعنی صخره های بزرگی که به موج ها اجازه ی ورود به ساحت شهر را نمی دادند .

یعنی فریاد موج ها برای عبور و چشمهای مشتاقی که این مبارزه را به تماشا می نشستند .

دریا یعنی شنیدن قشنگترین انشا درباره ی مرغ های دریایی ! دریا یعنی وسعت و زندگی بی پایان !

دریا یعنی بازی رفت و امد موج ها ! دریا یعنی هزاران زندگی ، هزاران شور و شوق ، هزاران امید و ارزو !!!

در کنار ساحل دلم قدم میزنم با خودم می اندیشم چرا تنها؟چرا هیچ دریایی به سوی من روانه نمیشود؟ چرا کسی یادی از من نمیکند تا کسانی که در ساحل دلم زندگی میکنند را شاد نماید و امیدوار به ماندن شوند…ناگاه سایه های نخلی تنها بر سرم سایه می افکند تا از باران چشمانم جلوگیری کند،دلم میلرزد و با این لرزش تمام امیدم به یکباره به نا امیدی تبدیل میشود،نه من تنها نیستم گر چه تنهایی را میخواستم به خاطر دلم،اما خدایی هست که مرا از این همه یاس و نومیدی نجات میدهد، من تنهایی را در زیر باران عنایت او میخواهم ، آن هنگام است که می اندیشم به زندگی ، به آینده و ….

اما اکنون تنها نیستم،من با اهالی خوش قلب ساحل دلم زندگی میکنم و شاد و خوشحال از بودن در کنارشان آرامش میگیرم.

اینک یکی از دریاهای کناری به قلب ساحل دلم راه یافته تا به من بفهماند که دیگر تنها نیستم و میتوان در کنار هم لذت زندگی را بیش از هر زمانی چشید

 

نوشته انشایی درباره دریا بنویسید اولین بار در نکس لود پدیدار شد.